پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390
انتشار « نظریه » دسیسه مثلث
چهارشنبه 19 آبان 1389
هشدار به وزارت بازرگانی
پیش از این ، دو مرتبه ی دیگر در وبلاگ کیاسی باصدای رسا ، خطاب به وزرای مسئول اعلام کردم که طرحی عملیاتی و قابل اجرا ، برای مهار شوک تورم ناشی از ارزش افزوده ی غیرقانونی در کسبه ی کل کشور در دست دارم.
عنقریب که قیمت حاملهای انرژی آزاد شود ، غول تورم ناشی از ارزش افزوده های غیر قانونی در واحدهای صنفی مختلف ، گلوی مردم را خواهد فشرد.
بسیار متاسفم که پس از شش ماه که از اعلام آمادگی برای پیاده سازی این طرح میگذرد هنوز هیچ نهاد مسئولی به این قلم نگفته است حرف حسابت چیست؟
بار اول : شش ماه پیش اینجا
بار دوم : دوماه و نیم قبل اینجا

بسی جای تاسف است آقایان. mozoonee@gmail.com
عنقریب که قیمت حاملهای انرژی آزاد شود ، غول تورم ناشی از ارزش افزوده های غیر قانونی در واحدهای صنفی مختلف ، گلوی مردم را خواهد فشرد.
بسیار متاسفم که پس از شش ماه که از اعلام آمادگی برای پیاده سازی این طرح میگذرد هنوز هیچ نهاد مسئولی به این قلم نگفته است حرف حسابت چیست؟
بار اول : شش ماه پیش اینجا
بار دوم : دوماه و نیم قبل اینجا

سه شنبه 18 آبان 1389
شهید پیمان ابدی را نبش قبر کنید
اکنون که این متن نگاشته میشود ، اشک امان نگارنده را بریده است ، یک هفته است که پیمان ابدی ذهنم را به خود سخت مشغول کرده و قلبم را نیز فشرده.
ابتدای سخن ، به کارنامه ی پیمان عزیز نگاهی بیندازیم :
1- مسلط به پنج زبان زنده ی دنیا (فارسی، انگلیسی، آلمانی ، اسپانیایی و ایتالیایی)
2- دکترای روانشناسی ورزشی
3- تحصیلات تخصصی سینما ، من جمله کارگردانی
4- رشته تخصصی ورزشی : شیرجه آزاد
5- صاحب 27 مدال طلا و چندین مدال نقره از مسابقات مختلف کشور آلمان
6- صاحب رکورد شیرجه آزاد آلمان ( که هنوز پابرجاست)
7- عضو تیم اکشن کانسپت کلن آلمان
8- شرکت در پروژه کبرا 11
9- شرکت در پروژه موتورسواران پلیس
10- بدلکاری در فیلم سینمایی نقاب
11- بدلکاری در فیلم سینمایی 100 درجه
12- موسس کلاس آموزش حرفه یی بدلکاری در ایران (1385)
13- رزومه بدلکاری در فیلمهای ایرانی : مجنون لیلی ، بختک ، قرنطینه ، ریسمان باز، مخمصه ، کلانتری غیر انتفاعی ، سایه وحشت ، صندلی خالی ، پستچی سه بار در نمیزند ، باغ قرمز ، چشمهای نامحسوس
14- بدلکاری در کارهای تلویزیونی : هوش سیاه ، راه بی پایان ، خواب زده ، میوه ممنوعه ، عملیات 125 ، ترانه مادری ، روز حسرت ، آینه های نشکن ، مرگ تدریجی یک رویا ، بدلکاران
15- افتتاح اولین باشگاه بانجی جامپینگ ( پرش از ارتفاع)

طبق روایات و احادیث میدانیم که هر کس در راه کسب معیشت کشته شود نزد خداشهید محسوب میشود.
از این منظر ، پیمان ابدی به خیل شهدای کسب معیشت تاریخ پیوسته است.
اما مطلب درخصوص این هنرمند فقید ظریف تر از اینهاست.
بر این باورم که بلبشوی ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری 88 و حواشی خبری آن ، مرگ پیمان را در سکوت خبری قرار داد و دل و ذهن مردم عزیزمان آنگونه که باید و شاید در تب و تاب از دست دادن این شهید عزیز قرار نگرفت.
بر بکار بردن واژه ی شهید در خصوص پیمان ابدی تاکید بسیار دارم و برای این موضوع نیز ادله ی کافی.
ما دائما با مشکلی بنام فرار مغزها مواجهیم و بستر دولتی و نهادهای مرتبط ، همیشه ی خدا به دنبال آنند که چه امتیازات و تسهیلات و مشوقهایی در اختیار مغرهای صفر کیلومترمان قرار دهند تا در این مملکت بمانند و بپایند.
اما مشخص نیست که برنامه مان برای ارج و قرب نهادن به نخبگانی که کنج عافیت خویش را در ینگه دنیا رها کرده و به عشق کمک به این ملت و این سرزمین خود را به آغوش ایران میرسانند چیست؟
پیمان ابدی از خردسالی به آلمان سفر کرد و از 12 سالگی با ورود به تیزرهای تبلیغاتی شبکه های تلویزیونی آلمان راه را برای ترقی و ارتقاء خویش گشود.
همانگونه که در کارنامه ی این شهید عزیز دیدید چیزی از عزت و افتخار و راحتی معیشت در کشوری همچون آلمان کم نداشته است.
ما ، بسیار می شنویم که فلان ایرانی ، فلان منصب را در ناسای امریکا و فلان ایرانی فلان منصب را در شرکت گوگل و الخ.. دارند.
اما کمتر خبری از بازگشت این غولهای عُرضه و توانایی به ایران داریم.
در حقیقت فقط نامی از این اشخاص برای ایرانی بودنشان باقی مانده است و شهروند تمام عیار همانجایی هستند که برایشان عسل سازی میکنند.
حال یک سوال : فرض کنیم یک ایرانی که جزودانشمندان اتمی کشور آلمان باشد وبناگاه در اوج جوانی برای کمک به دانش هسته ای کشورمان به ایران بازگشته و پس از چندی که مشغول کار در زمینه فناوری صلح آمیز هسته ای ماست طی یک حادثه در محل کار خود ، جانش رااز دست بدهد ، آیا این فرد شهید محسوب نخواهد شد؟
صد البته که چنین است.
سوال بعدی : ما در برابر دهها و صدها و .. دانشمند اتمی ( به حمد الله ) که درکشورمان داریم چند نفر متخصص بدلکاری در سینما داریم که در سطح و توان پیمان ابدی باشند؟اصولا چند سال دیگر باید بنشینیم تا یک پیمان ابدی دیگر، مادر گیتی برایمان بزاید؟
خوانندگان محترم دقت نمایند نکته بسیار ظریف تر ازاین اینهاست.
به گوشه یی از فرمایشات حضرت آقا که 14 سال قبل ایراد فرمودند توجه فرمایید:
یكی از نكات برجسته در فرهنگ اسلامی، كه مصداقهای بارزش، بیشتر در تاریخ صدر اسلام و كمتر در طول زمان دیده میشود، فرهنگ رزمندگی و جهاد است. جهاد هم فقط به معنای حضور در میدان جنگ نیست؛ زیرا هر گونه تلاش در مقابله با دشمن، میتواند جهاد تلقّی شود. ...... یك شرط جهاد، این است كه در مقابله با دشمن باشد. این مقابله، یك وقت در میدان جنگِ مسلّحانه است كه جهاد رزمی نام دارد؛ یك وقت در میدان سیاست است كه جهاد سیاسی نامیده میشود؛ یك وقت هم در میدان مسائل فرهنگی است كه به جهاد فرهنگی تعبیر میشود و یك وقت در میدان سازندگی است كه به آن جهاد سازندگی اطلاق میگردد. البته جهاد، با عنوانهای دیگر و در میدانهای دیگر هم هست. پس، شرط اوّلِ جهاد این است كه در آن، تلاش و كوشش باشد و شرط دومش اینكه، در مقابل دشمن صورت گیرد.
این نكته در فرهنگ اسلامی، نكتهی برجستهای است، كه گفتیم نمونههایی هم در میدانهای مختلف دارد……. چون ما دشمن داریم. چون دشمنان ما، از لحاظ نیروی مادّی، قوی هستند. چون اطراف و جوانب ما را، از همه جهت، دشمنان گرفتهاند. آنها در دشمنی با ایران اسلامی، جدّی هستند و سرِ شوخی ندارند؛ چون میخواهند از هر راهی كه شد ضربه بزنند. پس، در ایران اسلامی، هر كس به نحوی در مقابل دشمن - كه از اطراف، تیرهای زهرآگین را به پیكر انقلاب و كشور اسلامی، نشانه رفته است - تلاشی بكند، جهاد فی سبیل اللَّه كرده است. بحمداللَّه، شعلهی جهاد بوده است و هست و خواهد بود.
البته یكی از جهادها هم جهاد فكری است. چون دشمن ممكن است ما را غافل كند، فكر ما را منحرف سازد و دچار خطا و اشتباهمان گرداند؛ هر كس كه در راه روشنگری فكر مردم، تلاشی بكند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوءفهمی شود، از آنجا كه در مقابله با دشمن است، تلاشش جهاد نامیده میشود. آن هم جهادی كه شاید امروز، مهمّ محسوب میشود. پس، كشور ما امروز كانون جهاد است و از این جهت هیچ نگرانیای هم نداریم.
مجددا سوال : آیا کار پیمان ابدی که در اوج جوانی، شور، توانایی ،عافیت ، شهرت و تخصص خاص خویش ،راهی ایران شد و جان پاکش را برسر این راه گذاشت جهاد نیست؟

این کج سلیقگی ها که پیکر پیمان ابدی را کنار دیگر هنرمندان فقید و محترم این دیار قرار دادند را ، نباید به حساب نظام گذاشت بلکه روزگار اردی بهشت 88 را شهرآشوب انتخابات ریاست جمهوری فرا گرفته بود و انتظاری از کسی نمیرفت که حواسش به ظرافت این قضیه باشد. بگذریم از آنکه بنده معتقدم وجود نازنین پیمان ابدی را باید بیش ازاینها محافظت میکردیم و امکانات و استاندارد ایمنی کارش را طوری برایش فراهم میساختیم که مجبور نشود اصول کارش را بر امکانات جهادی!! ایران استوار نماید.
اما اکنون چه؟
این قلم ، ایمان دارد و اصرار دارد که :
جنازه شهید پیمان ابدی می بایست از بهشت زهرا به سالن فرودگاه امام خمینی (ره) منتقل گشته و مزاری به همراه تندیس در خور یک جهادگر شهید ، برایش سامان دهند تا سندی باشد در برابر چشمان آنان که نان این کشور را میخورند و با اولین کرشمه غربیان راهی آنسوی آبها میشوند.
تا سندی باشد برای آنان که سالهاست خیرشان به کشورهای دیگر میرسد و سالی یکبار در فرودگاه امام پیاده میشوند تا چند روزی نان و آب این سرزمین را نوش کرده و دوباره به همان عافیتگاه خویش بازگردند.
مدیران خوش ذوق!! بنیاد شهید :
پیمان ابدی ، شهیدی از تبار چمران است که کنج عافیت غرب را رها کرده و جان برسر جهاد در ایران نهاد.
پیمان ابدی به مصداق فرمایشات رهبرمعظم انقلاب ، به حکم دین و عقل و انصاف و وطن دوستی شهیدی والا مقام است.
نه بخاطر اینکه ازبالای برج میلاد پایین پرید تا عوایدش به کودکان بی سرپرست برسد.
نه بخاطر اینکه طی یک عمل خطرناک ، مغز استخوان خویش را به یک بیمار سرطانی اهدا کرد.
برای جانش که بر سر «بی نیاز» کردن ملت ایران از « نیاز به تکنیک های مختلف سینما» گذاشت.
همان سینمایی که شاخص ترین ابزار جهاد فرهنگی است.
حقیت آن است که :
پیمان ابدی مظهر نخبگانی است که برای جهادفرهنگی به کشور بازگشته و جان برسر این جهاد میگذارند.
براستی کدهای شهید محسوب شدن پیمان ابدی ، در فرمایشات حضرت آقا ، اظهر من الشمس است.
کمی سلیقه میخواهد و بصیرت.
همین!


منابع :
1- پایگاه خبری مقام معظم رهبری
2- ویکی پدیا
3- خبرگزاری فارس
4- سایت سیمرغ
1- مسلط به پنج زبان زنده ی دنیا (فارسی، انگلیسی، آلمانی ، اسپانیایی و ایتالیایی)
2- دکترای روانشناسی ورزشی
3- تحصیلات تخصصی سینما ، من جمله کارگردانی
4- رشته تخصصی ورزشی : شیرجه آزاد
5- صاحب 27 مدال طلا و چندین مدال نقره از مسابقات مختلف کشور آلمان
6- صاحب رکورد شیرجه آزاد آلمان ( که هنوز پابرجاست)
7- عضو تیم اکشن کانسپت کلن آلمان
8- شرکت در پروژه کبرا 11
9- شرکت در پروژه موتورسواران پلیس
10- بدلکاری در فیلم سینمایی نقاب
11- بدلکاری در فیلم سینمایی 100 درجه
12- موسس کلاس آموزش حرفه یی بدلکاری در ایران (1385)
13- رزومه بدلکاری در فیلمهای ایرانی : مجنون لیلی ، بختک ، قرنطینه ، ریسمان باز، مخمصه ، کلانتری غیر انتفاعی ، سایه وحشت ، صندلی خالی ، پستچی سه بار در نمیزند ، باغ قرمز ، چشمهای نامحسوس
14- بدلکاری در کارهای تلویزیونی : هوش سیاه ، راه بی پایان ، خواب زده ، میوه ممنوعه ، عملیات 125 ، ترانه مادری ، روز حسرت ، آینه های نشکن ، مرگ تدریجی یک رویا ، بدلکاران
15- افتتاح اولین باشگاه بانجی جامپینگ ( پرش از ارتفاع)

طبق روایات و احادیث میدانیم که هر کس در راه کسب معیشت کشته شود نزد خداشهید محسوب میشود.
از این منظر ، پیمان ابدی به خیل شهدای کسب معیشت تاریخ پیوسته است.
اما مطلب درخصوص این هنرمند فقید ظریف تر از اینهاست.
بر این باورم که بلبشوی ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری 88 و حواشی خبری آن ، مرگ پیمان را در سکوت خبری قرار داد و دل و ذهن مردم عزیزمان آنگونه که باید و شاید در تب و تاب از دست دادن این شهید عزیز قرار نگرفت.
بر بکار بردن واژه ی شهید در خصوص پیمان ابدی تاکید بسیار دارم و برای این موضوع نیز ادله ی کافی.
ما دائما با مشکلی بنام فرار مغزها مواجهیم و بستر دولتی و نهادهای مرتبط ، همیشه ی خدا به دنبال آنند که چه امتیازات و تسهیلات و مشوقهایی در اختیار مغرهای صفر کیلومترمان قرار دهند تا در این مملکت بمانند و بپایند.
اما مشخص نیست که برنامه مان برای ارج و قرب نهادن به نخبگانی که کنج عافیت خویش را در ینگه دنیا رها کرده و به عشق کمک به این ملت و این سرزمین خود را به آغوش ایران میرسانند چیست؟
پیمان ابدی از خردسالی به آلمان سفر کرد و از 12 سالگی با ورود به تیزرهای تبلیغاتی شبکه های تلویزیونی آلمان راه را برای ترقی و ارتقاء خویش گشود.
همانگونه که در کارنامه ی این شهید عزیز دیدید چیزی از عزت و افتخار و راحتی معیشت در کشوری همچون آلمان کم نداشته است.
ما ، بسیار می شنویم که فلان ایرانی ، فلان منصب را در ناسای امریکا و فلان ایرانی فلان منصب را در شرکت گوگل و الخ.. دارند.
اما کمتر خبری از بازگشت این غولهای عُرضه و توانایی به ایران داریم.
در حقیقت فقط نامی از این اشخاص برای ایرانی بودنشان باقی مانده است و شهروند تمام عیار همانجایی هستند که برایشان عسل سازی میکنند.
حال یک سوال : فرض کنیم یک ایرانی که جزودانشمندان اتمی کشور آلمان باشد وبناگاه در اوج جوانی برای کمک به دانش هسته ای کشورمان به ایران بازگشته و پس از چندی که مشغول کار در زمینه فناوری صلح آمیز هسته ای ماست طی یک حادثه در محل کار خود ، جانش رااز دست بدهد ، آیا این فرد شهید محسوب نخواهد شد؟
صد البته که چنین است.
سوال بعدی : ما در برابر دهها و صدها و .. دانشمند اتمی ( به حمد الله ) که درکشورمان داریم چند نفر متخصص بدلکاری در سینما داریم که در سطح و توان پیمان ابدی باشند؟اصولا چند سال دیگر باید بنشینیم تا یک پیمان ابدی دیگر، مادر گیتی برایمان بزاید؟
خوانندگان محترم دقت نمایند نکته بسیار ظریف تر ازاین اینهاست.
به گوشه یی از فرمایشات حضرت آقا که 14 سال قبل ایراد فرمودند توجه فرمایید:
یكی از نكات برجسته در فرهنگ اسلامی، كه مصداقهای بارزش، بیشتر در تاریخ صدر اسلام و كمتر در طول زمان دیده میشود، فرهنگ رزمندگی و جهاد است. جهاد هم فقط به معنای حضور در میدان جنگ نیست؛ زیرا هر گونه تلاش در مقابله با دشمن، میتواند جهاد تلقّی شود. ...... یك شرط جهاد، این است كه در مقابله با دشمن باشد. این مقابله، یك وقت در میدان جنگِ مسلّحانه است كه جهاد رزمی نام دارد؛ یك وقت در میدان سیاست است كه جهاد سیاسی نامیده میشود؛ یك وقت هم در میدان مسائل فرهنگی است كه به جهاد فرهنگی تعبیر میشود و یك وقت در میدان سازندگی است كه به آن جهاد سازندگی اطلاق میگردد. البته جهاد، با عنوانهای دیگر و در میدانهای دیگر هم هست. پس، شرط اوّلِ جهاد این است كه در آن، تلاش و كوشش باشد و شرط دومش اینكه، در مقابل دشمن صورت گیرد.
این نكته در فرهنگ اسلامی، نكتهی برجستهای است، كه گفتیم نمونههایی هم در میدانهای مختلف دارد……. چون ما دشمن داریم. چون دشمنان ما، از لحاظ نیروی مادّی، قوی هستند. چون اطراف و جوانب ما را، از همه جهت، دشمنان گرفتهاند. آنها در دشمنی با ایران اسلامی، جدّی هستند و سرِ شوخی ندارند؛ چون میخواهند از هر راهی كه شد ضربه بزنند. پس، در ایران اسلامی، هر كس به نحوی در مقابل دشمن - كه از اطراف، تیرهای زهرآگین را به پیكر انقلاب و كشور اسلامی، نشانه رفته است - تلاشی بكند، جهاد فی سبیل اللَّه كرده است. بحمداللَّه، شعلهی جهاد بوده است و هست و خواهد بود.
البته یكی از جهادها هم جهاد فكری است. چون دشمن ممكن است ما را غافل كند، فكر ما را منحرف سازد و دچار خطا و اشتباهمان گرداند؛ هر كس كه در راه روشنگری فكر مردم، تلاشی بكند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوءفهمی شود، از آنجا كه در مقابله با دشمن است، تلاشش جهاد نامیده میشود. آن هم جهادی كه شاید امروز، مهمّ محسوب میشود. پس، كشور ما امروز كانون جهاد است و از این جهت هیچ نگرانیای هم نداریم.
مجددا سوال : آیا کار پیمان ابدی که در اوج جوانی، شور، توانایی ،عافیت ، شهرت و تخصص خاص خویش ،راهی ایران شد و جان پاکش را برسر این راه گذاشت جهاد نیست؟

این کج سلیقگی ها که پیکر پیمان ابدی را کنار دیگر هنرمندان فقید و محترم این دیار قرار دادند را ، نباید به حساب نظام گذاشت بلکه روزگار اردی بهشت 88 را شهرآشوب انتخابات ریاست جمهوری فرا گرفته بود و انتظاری از کسی نمیرفت که حواسش به ظرافت این قضیه باشد. بگذریم از آنکه بنده معتقدم وجود نازنین پیمان ابدی را باید بیش ازاینها محافظت میکردیم و امکانات و استاندارد ایمنی کارش را طوری برایش فراهم میساختیم که مجبور نشود اصول کارش را بر امکانات جهادی!! ایران استوار نماید.
اما اکنون چه؟
این قلم ، ایمان دارد و اصرار دارد که :
جنازه شهید پیمان ابدی می بایست از بهشت زهرا به سالن فرودگاه امام خمینی (ره) منتقل گشته و مزاری به همراه تندیس در خور یک جهادگر شهید ، برایش سامان دهند تا سندی باشد در برابر چشمان آنان که نان این کشور را میخورند و با اولین کرشمه غربیان راهی آنسوی آبها میشوند.
تا سندی باشد برای آنان که سالهاست خیرشان به کشورهای دیگر میرسد و سالی یکبار در فرودگاه امام پیاده میشوند تا چند روزی نان و آب این سرزمین را نوش کرده و دوباره به همان عافیتگاه خویش بازگردند.
مدیران خوش ذوق!! بنیاد شهید :
پیمان ابدی ، شهیدی از تبار چمران است که کنج عافیت غرب را رها کرده و جان برسر جهاد در ایران نهاد.
پیمان ابدی به مصداق فرمایشات رهبرمعظم انقلاب ، به حکم دین و عقل و انصاف و وطن دوستی شهیدی والا مقام است.
نه بخاطر اینکه ازبالای برج میلاد پایین پرید تا عوایدش به کودکان بی سرپرست برسد.
نه بخاطر اینکه طی یک عمل خطرناک ، مغز استخوان خویش را به یک بیمار سرطانی اهدا کرد.
برای جانش که بر سر «بی نیاز» کردن ملت ایران از « نیاز به تکنیک های مختلف سینما» گذاشت.
همان سینمایی که شاخص ترین ابزار جهاد فرهنگی است.
حقیت آن است که :
پیمان ابدی مظهر نخبگانی است که برای جهادفرهنگی به کشور بازگشته و جان برسر این جهاد میگذارند.
براستی کدهای شهید محسوب شدن پیمان ابدی ، در فرمایشات حضرت آقا ، اظهر من الشمس است.
کمی سلیقه میخواهد و بصیرت.
همین!

پی نوشت : اکنون ساعت 5:38 بامداد چهارشنبه نوزدهم آبان است و همچنان در حال مرور مطالب سایبری در خصوص پیمان ابدی هستم که ناگهان متوجه شدم روز تولد پیمان ابدی 11 آبان است.
این یعنی اینکه : ((...یک هفته است که پیمان ابدی ذهنم را به خود سخت مشغول کرده و قلبم را نیز فشرده))
از آنجا که دیروز (18 آبان) این مطلب را نگاشتم و درست یک هفته از سالروز تولد پیمان ابدی گذشته بود ، آیا نمیتوان احتمال داد که .....
چه روح بلندی دارد این مرد؟
این یعنی اینکه : ((...یک هفته است که پیمان ابدی ذهنم را به خود سخت مشغول کرده و قلبم را نیز فشرده))
از آنجا که دیروز (18 آبان) این مطلب را نگاشتم و درست یک هفته از سالروز تولد پیمان ابدی گذشته بود ، آیا نمیتوان احتمال داد که .....
چه روح بلندی دارد این مرد؟
منابع :
1- پایگاه خبری مقام معظم رهبری
2- ویکی پدیا
3- خبرگزاری فارس
4- سایت سیمرغ
شنبه 8 آبان 1389
کاش مختارنامه هم غلطنامه داشت
چند ماه قبل در جایی ، چشمم به پوسترهای مختارنامه افتاد که یکی از آنها تصویر یکی از سکانس های خانه «سلیمان ابن صُرد خزاعی» را نشان میداد با این تفاوت که زیر پوستر چاپ شده بود :
سکانس خانه ی سلیمان ابن «سُرد» خزاعی .
گذاشتم به حساب اینکه : تقصیر میرباقری نیست ، طراح پوستر است که تمام عمرش تاریخ صدر اسلام نخوانده و واژه ی «صرد» به چشمش نخورده است.
گذشت...
اکنون سریال آغاز شده و چند قسمت آن پخش شده است.
میدانیم که مختار ثقفی متولد سال یکم هجری قمری است.
و سریال هم بدرستی او را در زمان صلح امام حسن (ع) چهل ساله مردی نشان داد که گریم اش نیز قابل قبول بود.
میدانیم که معاویه بیست سال تمام پس از صلح با حضرت مجتبی (ع) حکومت کرد و در سال 60 هجری به درک واصل شد ، یعنی زمانی که مختار شصت ساله بود.
حال سوالات زیر را روابط عمومی سریال میرباقری پاسخ دهد:
1- مختاری که اکنون و در زمان مرگ معاویه می بینیم ، چهره ی یک مرد شصت ساله است؟همینطور گریم همسر اول او ، گریم عمر ابن سعد و همسرش و برخی دیگر.آنهم گریم شخصیت های تاریخی که در منطقه ی گرمسیری میزیسته اند و بالطبع سریعتر از حالت عادی میبایست پیر شده باشند. بهر روی مشخص نیست چرا گریم بالیوودی هندی که هر سی سال یکبار قدری موی سپید در کاراکتر پیدا میشود در دستور کار مختار نامه بوده است؟.
2- پس از شنیدن خبر مرگ معاویه ، مختار در خصوص عمر ابن سعد به همسر دوم خود می گوید : این مرد 15 سال است که خواب را بر من حرام کرده است. ( منظور عمر ابن سعد و فریب دادن مختار در غائله صلح امام حسن(ع) است.) در حالیکه این فاصله ی زمانی نزدیک به 20 سال بوده است نه 15 سال.
داود میرباقری در جایی گفته بود که : « قرار بود سوژه دیگری را بسازم که توفان مختار مرا با خود برد.»
ظاهرا میرباقری آنقدر گرفتار توفان مختار شده است که گذر تاریخ در سیر فیلمنامه و ارتباط منطقی گریم ها و دیالوگها را با سیر تاریخی داستان فراموش نموده.
بخواهیم یا نخواهیم چنین اشتباهاتی در مختارنامه ممکن است مورد اتکای فیلمسازان بعدی قرار گیرد.
ای کاش سریال ها و فیلم های استنادی اینچنینی هم ، مانند کتاب های منتشره « غلطنامه » داشت.

سکانس خانه ی سلیمان ابن «سُرد» خزاعی .
گذاشتم به حساب اینکه : تقصیر میرباقری نیست ، طراح پوستر است که تمام عمرش تاریخ صدر اسلام نخوانده و واژه ی «صرد» به چشمش نخورده است.
گذشت...
اکنون سریال آغاز شده و چند قسمت آن پخش شده است.
میدانیم که مختار ثقفی متولد سال یکم هجری قمری است.
و سریال هم بدرستی او را در زمان صلح امام حسن (ع) چهل ساله مردی نشان داد که گریم اش نیز قابل قبول بود.
میدانیم که معاویه بیست سال تمام پس از صلح با حضرت مجتبی (ع) حکومت کرد و در سال 60 هجری به درک واصل شد ، یعنی زمانی که مختار شصت ساله بود.
حال سوالات زیر را روابط عمومی سریال میرباقری پاسخ دهد:
1- مختاری که اکنون و در زمان مرگ معاویه می بینیم ، چهره ی یک مرد شصت ساله است؟همینطور گریم همسر اول او ، گریم عمر ابن سعد و همسرش و برخی دیگر.آنهم گریم شخصیت های تاریخی که در منطقه ی گرمسیری میزیسته اند و بالطبع سریعتر از حالت عادی میبایست پیر شده باشند. بهر روی مشخص نیست چرا گریم بالیوودی هندی که هر سی سال یکبار قدری موی سپید در کاراکتر پیدا میشود در دستور کار مختار نامه بوده است؟.
2- پس از شنیدن خبر مرگ معاویه ، مختار در خصوص عمر ابن سعد به همسر دوم خود می گوید : این مرد 15 سال است که خواب را بر من حرام کرده است. ( منظور عمر ابن سعد و فریب دادن مختار در غائله صلح امام حسن(ع) است.) در حالیکه این فاصله ی زمانی نزدیک به 20 سال بوده است نه 15 سال.
داود میرباقری در جایی گفته بود که : « قرار بود سوژه دیگری را بسازم که توفان مختار مرا با خود برد.»
ظاهرا میرباقری آنقدر گرفتار توفان مختار شده است که گذر تاریخ در سیر فیلمنامه و ارتباط منطقی گریم ها و دیالوگها را با سیر تاریخی داستان فراموش نموده.
بخواهیم یا نخواهیم چنین اشتباهاتی در مختارنامه ممکن است مورد اتکای فیلمسازان بعدی قرار گیرد.
ای کاش سریال ها و فیلم های استنادی اینچنینی هم ، مانند کتاب های منتشره « غلطنامه » داشت.

مختار 40 ساله

مختار شصت ساله

احتمالا مختار 66 ساله

مختار شصت ساله

احتمالا مختار 66 ساله
سه شنبه 27 مهر 1389
بخوانید مُلک سلیمان ، ببینید مُلک ولایت
اگر جشنواره یی بنام «سینما بصیرت» وجود
میداشت ، بلاشک «ملک سلیمان نبی» جایزه های متعدد این جشنواره را در سال
89 درو میکرد.
ایضاء سینمای دینی سال 89 ، فیلمی به درخشش «ملک سلیمان نبی» به خود نخواهد دید.
پیش از این در نقد « نردبام آسمان» ساخته ی محمدحسین لطیفی ، تاکید بر نقطه ی عطف بودنِ مبحث جلوه های کامپیوتری این سریال ، در تاریخ آثار تلویزیونی بود.
به جرات می توان «ملک سلیمان نبی» شهریار بَحرانی را در سینمای غیر تلویزیونی ایران ، جهشی بلند در زمینه جلوه های کامپیوتری دانست.
ملک سلیمان نبی ، رشحاتی از تکنیک ناب سینمای سلطه را ، در خدمت محتوای ناب سینمای دینی و یا سینما بصیرت ، قرار داده است.
و صد البته ، خروجی آن چیزی نیست جز نشر مواعظ ناب قرآنی.
اگر در پخش بین المللی ملک سلیمان هوشمندانه عمل شود ، تیری خواهد بود که از چله ی کمان الهی قرآن ، رها شده و به قلب سینمای صهیونیزم بین الملل خواهد نشست.
نگارنده از عموم هموطنان خواهش دارد تا همراه اعضای خانواده ، برای دیدن ملک سلیمان به نزدیک ترین سالن سینمایی که این فیلم فاخر را روی پرده دارد تشریف ببرند و قضایای فتنه ی 88 ایران را در قالب داستان قرآنی سلیمان نبی(ع) بیننده باشند.
به عقیده این قلم ، نام حقیقی فیلم شهریار بحرانی ، «ملک ولایت» است.
بیش از 70 درصد مصادیق فتنه گری در سال 88 را به عینه در فیلم تکنیکی و زیبای ملک سلیمان می توان مشاهده کرد.
فتنه ی 88 ایران در داستان سلیمان نبی (ع) ، آنهم از ویزور دوربین شهریار بحرانی ، چنان دقیق شبیه سازی شده است که هدفگیری شیاطین داخلی و خارجی علیه خیمه ی ولایت ، بخوبی دیده می شود.
ملک سلیمان (بخوانید مُلک ولایت) را ببینید و از مُسَخَر شدن تکنیک سینمایی در خدمت سینمای دینی لذت ببرید.
در خبرها آمده بود که تهیه کننده ی این فیلم از تخریب برخی بنرهای تبلیغاتی فیلم در سطح شهر معترض شده است ،
امروز فیلم را دیدم و به فتنه گران حق میدهم که از اکران عمومی آن خشمگین باشند.
توصیه : اگر فرصت دیدن ملک سلیمان را در سینما ندارید ، پس از ورود این فیلم فاخر به شبکه خانگی ، سعی کنید تا در سینمای خانگی آن را به نظاره بنشینید .
حیف صداگذاری های عالی این فیلم است که از دست برود.
به شهریار بحرانی تبریک میگویم بابت این پرش سه گام .
بازتاب این مطلب در :
سایت خبری مشرق نیوز
وبسایت اختصاصی فیلم ملک سلیمان

ایضاء سینمای دینی سال 89 ، فیلمی به درخشش «ملک سلیمان نبی» به خود نخواهد دید.
پیش از این در نقد « نردبام آسمان» ساخته ی محمدحسین لطیفی ، تاکید بر نقطه ی عطف بودنِ مبحث جلوه های کامپیوتری این سریال ، در تاریخ آثار تلویزیونی بود.
به جرات می توان «ملک سلیمان نبی» شهریار بَحرانی را در سینمای غیر تلویزیونی ایران ، جهشی بلند در زمینه جلوه های کامپیوتری دانست.
ملک سلیمان نبی ، رشحاتی از تکنیک ناب سینمای سلطه را ، در خدمت محتوای ناب سینمای دینی و یا سینما بصیرت ، قرار داده است.
و صد البته ، خروجی آن چیزی نیست جز نشر مواعظ ناب قرآنی.
اگر در پخش بین المللی ملک سلیمان هوشمندانه عمل شود ، تیری خواهد بود که از چله ی کمان الهی قرآن ، رها شده و به قلب سینمای صهیونیزم بین الملل خواهد نشست.
نگارنده از عموم هموطنان خواهش دارد تا همراه اعضای خانواده ، برای دیدن ملک سلیمان به نزدیک ترین سالن سینمایی که این فیلم فاخر را روی پرده دارد تشریف ببرند و قضایای فتنه ی 88 ایران را در قالب داستان قرآنی سلیمان نبی(ع) بیننده باشند.
به عقیده این قلم ، نام حقیقی فیلم شهریار بحرانی ، «ملک ولایت» است.
بیش از 70 درصد مصادیق فتنه گری در سال 88 را به عینه در فیلم تکنیکی و زیبای ملک سلیمان می توان مشاهده کرد.
فتنه ی 88 ایران در داستان سلیمان نبی (ع) ، آنهم از ویزور دوربین شهریار بحرانی ، چنان دقیق شبیه سازی شده است که هدفگیری شیاطین داخلی و خارجی علیه خیمه ی ولایت ، بخوبی دیده می شود.
ملک سلیمان (بخوانید مُلک ولایت) را ببینید و از مُسَخَر شدن تکنیک سینمایی در خدمت سینمای دینی لذت ببرید.
در خبرها آمده بود که تهیه کننده ی این فیلم از تخریب برخی بنرهای تبلیغاتی فیلم در سطح شهر معترض شده است ،
امروز فیلم را دیدم و به فتنه گران حق میدهم که از اکران عمومی آن خشمگین باشند.
توصیه : اگر فرصت دیدن ملک سلیمان را در سینما ندارید ، پس از ورود این فیلم فاخر به شبکه خانگی ، سعی کنید تا در سینمای خانگی آن را به نظاره بنشینید .
حیف صداگذاری های عالی این فیلم است که از دست برود.
به شهریار بحرانی تبریک میگویم بابت این پرش سه گام .
بازتاب این مطلب در :
سایت خبری مشرق نیوز
وبسایت اختصاصی فیلم ملک سلیمان

شنبه 10 مهر 1389
آقای مدیری ، حیای خانواده ی ایرانی بیش از 75000 تومان ارزش دارد
بخوبی مشهود است که بیشتر مشتریان قهوه تلخ ، درخواست دوستانه ی مدیری را اجابت کرده و قهوه تلخ تا بدین جای کار خوب فروش کرده است.
ضمن اینکه قابل پیش بینی بود ، قهوه تلخی که خارج از خط قرمزهای رسانه ملی ساخته شود ، ادبیاتی دریده تراز « فِرت و زِرت و کچه کله » داشته باشد که ظاهرا همینگونه است.
اما قرار دادن دشنام های رنگارنگ در سفره فرهنگی مردم ، تنها آسیب خارج شدن از ممیزی رسانه ملی نیست ، ( گفتن این مطلب نیز به معنی دفاع از همه ی خط قرمزهای رسانه یی در صداوسیما هم نیست)

- رواج برخی دشنام ها در قهوه تلخ :
گوسفند ، پدرسوخته ، سگ ، عنتر ، میمون و ....
- رواج برخی عادات سخیف و موهن در قهوه تلخ :
کسی در رختخواب کسی بخوابد صرف اینکه گرمای بدن را منتقل به دیگری نماید .
آموزش ادا و اطوار و شکلک درآوردن برای خوش آمدن دیگران .
قهقهه های مسخره آمیز از سوی عاقل ترین فرد سریال .
با دستهای نشسته غذا خوردن ( آنهم برنج و خورشت ) .
تحقیر تکراری و همیشگی «تهرانی نسبت به شهرستانی» .
توهین مستقیم و واضح به شغل نویسندگی و ......
- برخی تحریفات :
اینکه سرداری از حکومتهای ایرانی برای ایستادن عادی خود ، کسی را به عنوان چهارپایه استفاده کرده و همچون حیوان زیر پای خویش قرار دهد.
اینکه قبل از قاجار ، حکومتی در تهران وجود داشته است .
اینکه ...
آقای مدیری عزیز ، خنداندن مردم و زدودن خستگی از روح و روان ملت ، فی نفسه بد نیست ، اما به چه قیمتی؟
ظاهرا زمانی گفته بودید که نگران تقلید تکیه کلامها و تیک های سخیف در برره نباشید زیرا به محض تمام شدن سریال ، مردم آن عادات را فراموش خواهند کرد.
اولا : بنده همکاری دارم که مهندسی میان سال بوده و ظاهرا تعادل روح و روان هم دارد ، لکن هنوز هم سرفه های فرهاد برره یی را در محل کار تکرار میکند و به کلی یادش رفته که این عادت ، سوغاتی مهران مدیری و موقت بود و قرار نبود تا سراشیب قبر دچارش شود ، چه برسد به نوجوانان این مرز وبوم که مانند طاعون گرفتار تقلید از سریال های شما میشوند.
بگذریم از کلماتی مانند « فِرت » که چیزی نمانده تا وارد فرهنگستان زبان فارسی ( لطفا بخوانید پارسی ) بشود.
دوما : این چه ادله یی است که شما برای توجیه عموم می تراشید که بعد از اتمام سریال ، این تقلیدها نیز تمام خواهند شد ؟ ظاهرا در سایه این توجیه ضعیف ،قصد آن دارید تا جاذبه های «مهران مدیری ساختار شکن» را زنده نگه دارید تا همیشه ی خدا و دوسال یکبار از عطش مردم ، فروش میلیاردی کنید؟
برادر من ، شما که افتخار میکنید در خاکریزهای جبهه ، از کیان این مردم دفاع کرده اید ، آیا متوجه هستید که با پرده دری کلام در فضای خانه هایی که مخاطبان شما از ده سال تا هشتاد سال را در بر میگیرد ، هزاران بار بیشتر از دفاع مقدستان ، تخریب فرهنگی انجام میدهید ؟
آنجا که پادشاه قهوه تلخ برای معرفی «بیخودی الملک» به مشاورالملک تازه وارد میگوید : « در خلقت ایشان کمی سهل انگاری شده » میدانید کفر گفته اید؟
ذات اقدس اله را به سهل انگاری ( نعوذبالله) در آفرینش انسان متهم کرده اید که 75000 تومان فروش تمام سریال تان را تضمین کنید؟
بنده به « جان من ، جان من گفتن های» شما احترام میگذارم و تمام قهوه تلخ را تا به آخر خواهم خرید و هر چند قسمت یکبار آن را در این وبلاگ آسیب شناسی خواهم کرد ، چرا که خود شما در پایان «جان من ، جان من» هایتان فرمودید که پیشنهادات و انتقادات خود را ابراز نماییم.
آقای مهران مدیری : جان ما ، جان ما ، جان ما ....طنز قهوه تلخ را به هر قیمتی به هر نا کجا آباد مبر.
اگر پرده دری در طنز هنر است ، پس عبید زاکانی هنرمندترین ایرانی تاریخ است.
ما این سریال را با فرزندانمان تماشا میکنیم ،لطفا هزینه های دیدن قهوه تلخ را در حد همان 75000 تومان نگه دارید و ما را بیش از این متضرر نکنید.
حیا در خانواده ی ایرانی قیمتی بسیار بیشتر از این رقمها دارد.
التماس دعا
ضمن اینکه قابل پیش بینی بود ، قهوه تلخی که خارج از خط قرمزهای رسانه ملی ساخته شود ، ادبیاتی دریده تراز « فِرت و زِرت و کچه کله » داشته باشد که ظاهرا همینگونه است.
اما قرار دادن دشنام های رنگارنگ در سفره فرهنگی مردم ، تنها آسیب خارج شدن از ممیزی رسانه ملی نیست ، ( گفتن این مطلب نیز به معنی دفاع از همه ی خط قرمزهای رسانه یی در صداوسیما هم نیست)

- رواج برخی دشنام ها در قهوه تلخ :
گوسفند ، پدرسوخته ، سگ ، عنتر ، میمون و ....
- رواج برخی عادات سخیف و موهن در قهوه تلخ :
کسی در رختخواب کسی بخوابد صرف اینکه گرمای بدن را منتقل به دیگری نماید .
آموزش ادا و اطوار و شکلک درآوردن برای خوش آمدن دیگران .
قهقهه های مسخره آمیز از سوی عاقل ترین فرد سریال .
با دستهای نشسته غذا خوردن ( آنهم برنج و خورشت ) .
تحقیر تکراری و همیشگی «تهرانی نسبت به شهرستانی» .
توهین مستقیم و واضح به شغل نویسندگی و ......
- برخی تحریفات :
اینکه سرداری از حکومتهای ایرانی برای ایستادن عادی خود ، کسی را به عنوان چهارپایه استفاده کرده و همچون حیوان زیر پای خویش قرار دهد.
اینکه قبل از قاجار ، حکومتی در تهران وجود داشته است .
اینکه ...
آقای مدیری عزیز ، خنداندن مردم و زدودن خستگی از روح و روان ملت ، فی نفسه بد نیست ، اما به چه قیمتی؟
ظاهرا زمانی گفته بودید که نگران تقلید تکیه کلامها و تیک های سخیف در برره نباشید زیرا به محض تمام شدن سریال ، مردم آن عادات را فراموش خواهند کرد.
اولا : بنده همکاری دارم که مهندسی میان سال بوده و ظاهرا تعادل روح و روان هم دارد ، لکن هنوز هم سرفه های فرهاد برره یی را در محل کار تکرار میکند و به کلی یادش رفته که این عادت ، سوغاتی مهران مدیری و موقت بود و قرار نبود تا سراشیب قبر دچارش شود ، چه برسد به نوجوانان این مرز وبوم که مانند طاعون گرفتار تقلید از سریال های شما میشوند.
بگذریم از کلماتی مانند « فِرت » که چیزی نمانده تا وارد فرهنگستان زبان فارسی ( لطفا بخوانید پارسی ) بشود.
دوما : این چه ادله یی است که شما برای توجیه عموم می تراشید که بعد از اتمام سریال ، این تقلیدها نیز تمام خواهند شد ؟ ظاهرا در سایه این توجیه ضعیف ،قصد آن دارید تا جاذبه های «مهران مدیری ساختار شکن» را زنده نگه دارید تا همیشه ی خدا و دوسال یکبار از عطش مردم ، فروش میلیاردی کنید؟
برادر من ، شما که افتخار میکنید در خاکریزهای جبهه ، از کیان این مردم دفاع کرده اید ، آیا متوجه هستید که با پرده دری کلام در فضای خانه هایی که مخاطبان شما از ده سال تا هشتاد سال را در بر میگیرد ، هزاران بار بیشتر از دفاع مقدستان ، تخریب فرهنگی انجام میدهید ؟
آنجا که پادشاه قهوه تلخ برای معرفی «بیخودی الملک» به مشاورالملک تازه وارد میگوید : « در خلقت ایشان کمی سهل انگاری شده » میدانید کفر گفته اید؟
ذات اقدس اله را به سهل انگاری ( نعوذبالله) در آفرینش انسان متهم کرده اید که 75000 تومان فروش تمام سریال تان را تضمین کنید؟
بنده به « جان من ، جان من گفتن های» شما احترام میگذارم و تمام قهوه تلخ را تا به آخر خواهم خرید و هر چند قسمت یکبار آن را در این وبلاگ آسیب شناسی خواهم کرد ، چرا که خود شما در پایان «جان من ، جان من» هایتان فرمودید که پیشنهادات و انتقادات خود را ابراز نماییم.
آقای مهران مدیری : جان ما ، جان ما ، جان ما ....طنز قهوه تلخ را به هر قیمتی به هر نا کجا آباد مبر.
اگر پرده دری در طنز هنر است ، پس عبید زاکانی هنرمندترین ایرانی تاریخ است.
ما این سریال را با فرزندانمان تماشا میکنیم ،لطفا هزینه های دیدن قهوه تلخ را در حد همان 75000 تومان نگه دارید و ما را بیش از این متضرر نکنید.
حیا در خانواده ی ایرانی قیمتی بسیار بیشتر از این رقمها دارد.
التماس دعا
یکشنبه 4 مهر 1389
افتتاحیه
به افتخار واژه ی وزین « فرهنگستان » ، اولین مطلب این بلاگ ، در خصوص «فرهنگستان زبان پارسی» و مشخصا برادر عزیزم جناب آقای دکتر غلامعلی حداد عادل خواهد بود.
از آنجا که نوشتن در امور فرهنگی به دقت و حساسیت بالایی نیاز دارد ، قدری سرعت نوشتن و به روز کردن این وبلاگ کمتر از کیاسی است.
لذا از صبوری خوانندگان «فرهنگستان موزون» پیشاپیش سپاسگزارم.
و اما شما جناب حداد عادل گرامی ،
منتظر باشید تا بزودی یکی از سنگین ترین نقدها را بر عملکردتان در صدارت فرهنگستان زبان پارسی در اینجا بخوانید.
انشالله
مهران موزون - عاقبت از آن ماست
از آنجا که نوشتن در امور فرهنگی به دقت و حساسیت بالایی نیاز دارد ، قدری سرعت نوشتن و به روز کردن این وبلاگ کمتر از کیاسی است.
لذا از صبوری خوانندگان «فرهنگستان موزون» پیشاپیش سپاسگزارم.
و اما شما جناب حداد عادل گرامی ،
منتظر باشید تا بزودی یکی از سنگین ترین نقدها را بر عملکردتان در صدارت فرهنگستان زبان پارسی در اینجا بخوانید.
انشالله
مهران موزون - عاقبت از آن ماست
تبلیغات 